X
تبلیغات
امروز: سه شنبه 29 آبان 1397
دسته بندی محصولات
بخش همکاران
لینک دوستان
بلوک کد اختصاصی

پاورپوینت-اصول شناخت درمانی، درمان شناختی رفتاری و درمان منطقی هیجانی عاطفی

پاورپوینت-اصول شناخت درمانی، درمان شناختی رفتاری و درمان منطقی هیجانی عاطفی دسته: روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید: 35 بار
فرمت فایل: pptx
حجم فایل: 464 کیلوبایت
تعداد صفحات فایل: 43

این پاورپوینت در مورد اصول شناخت درمانی، درمان شناختی رفتاری و درمان منطقی هیجانی عاطفی در 43 اسلاید جامع می باشد

قیمت فایل فقط 7,000 تومان

خرید

شناخت درمانی در اوایل دهه 1960 در دانشگاه پنسیلوانیا و توسط آیرون تی بک به عنوان یک نوع روان درمانی برای افسردگی به وجود آمد که ساخت یافته و کوتاه مدت بوده، به زمان حال گرایش دارد و در جهت حل مشکلات کنونی و اصلاح رفتار و تفکر ناکارامد جهت گیری شده است.

از دید شناخت درمانی وجه مشترک همه اختلالات روانشناختی تحریف یا ناکارامدی فکری است که بر خلق و رفتار تأثیر می گذارد و ارزیابی واقع بینانه و اصلاح تفکر موجب بهبودی خلق و رفتار می شود.

مطالعات کنترل شده کارایی آن را در درمان اختلال افسردگی عمده، اختلال اضطراب منتشر، اختلال وحشتزدگی، اجتماع هراسی، سوء مصرف مواد، اختلال خورد و خوراک، مشکلات زوجین و افسردگی نیازمند به بستری شدن را نشان داده اند.

امروزه بسیاری از افراد در سیر تفكر خود به دلیل عدم آشنایی با اصول تفكر منطقی و صحیح ، ناخواسته دچار خطای شناختی می شوند. عدم اطلاع از خطاهای شناختی ورطه ای بسیار خطرناك و سهمگین می باشد. شاید بسیاری از گرفتاریهای مردم ما به دلیل آلوده بودن افكار ما به این نوع خطاها باشد. به نظر می رسد افسردگی ، بی قراری ، رقابتهای ناصحیح ، خشونت ، پرخاشگری و بسیاری از رفتارهای غیرعادی ما بی ارتباط با خطاهای شناختی نباشند. آرون بك روانشناس معروف و همكاران وی (1979) این خطاها را شناسایی و در قالب ده خطای شناختی معرفی نموده است. انسانهایی كه تفكر غیرمنطقی دارند و یا خطاهای شناختی در افكارشان هویدا است ، در بسیاری از موارد اطلاع چندانی از این خطاها ندارند شایى عدم اطلاع ،باعث آلودگی این افكار با خطاهای شناختی می شوند. در این نوشتار سعی بر این است كه خطاهای شناختی به صورت ساده و در قالب مثالهای روشن و واضح بیان شوند . امید است بسیاری از نگرانیها ، حالات و افكار نامطلوب كه در پشت این خطاهای شناختی وجود دارند ، با اطلاع رسانی از بین بروند. الیس دلایل زیر را برای انسانگرا بودن درمان عقلانی-هیجانی انتخاب می کند:

  • 1- درمانهای شناختی-رفتاری عمدتاً با باورها و نگرش ها و ارزشها سر و کار دارنداما رفتار درمانی عقلانی-هیجانی به سرعت وارد لایه های زیرین می شود.
  • 2- درمان های شناختی-رفتاری، آدم ها را محور جهان قرار می دهند و خیلی به آنها حق انتخاب می دهند، اما رفتار درمانی عقلانی-هیجانی این چنین عمل نمی کند.
  • 3- درمانهای شناختی-رفتاری به شکل عمیقی فلسفی هستند ولی در درمانهای عقلانی-هیجانی خودپذیری مفهومی بدیهی و قابل تعریف است. انسانها نباید خودشان یا شخصیت شان را ارزیابی کنند، بلکه باید اعمال و افکارشان را ارزیابی کنند و بخش قابل توجهی از ناراحتی های انسانها معلول تفکر مطلق گرای آنهاست.
  • 4- راه حل اکثر مشکلات عمده انسانها در زندگی این است که نگرش دوسویه، جسورانه در مورد خود و دیگران و دنیا داشته باشند.
  • 5- رفتار درمانی-عقلانی هیجانی در کنار برخورد با اضطراب و افسردگی ناشی از ارزیابی خود، پایین بودن سطح تحمل ناکامی و لذت گرایی کوتاه مدت فرد را هدف قرار می دهد.
  • 6- این درمانها جایز الخطا بودن انسان را می پذیرند و به انسانها یاد می دهند که دیگران را واقع بینانه و به صورت یک انسان ببیند.

الیس با اینکه خود را جزو اثبات گراهای منطقی می داند، ولی معتقد است تا حد زیادی هم پست مدرنیست و ساختگرا است. نظرات وی در مورد انسانها و دنیای آنها به شرح زیر است:

  • 1- اگرچه یک نوع واقعیت عینی وجود دارد ولی ما درباره ماهیت کنونی یا آتی واقعیت نداریم، اگرچه خودمان را متقاعد می کنیم که داریم.
  • 2- نظر ما در مورد خوب و بد و درست و غلط و اخلاقی و غیر اخلاقی تا حد زیادی نوعی ساخت شخصی-اجتماعی است.
  • 3- اگرچه در شخصیت، برخی عناصر فطری و نسبتاً ثابت و مهم وجود دارد، اما شخصیت انسان تا حد زیادی محصول عوامل عقلانی و اجتماعی است.
  • 4- انسانها تا حد زیادی تحت تاثیر تربیت فرهنگی خود هستند و با این تربیت فرهنگی شرطی می شوند.
  • 5- عمل و وضعیت هر انسانی نقاط قوت و ضعفی دارد.
  • 6- تمام راه حل هایی که پیدا می کنیم به این بستگی دارند که کدام اهداف و مقاصد را انتخاب می کنیم.
  • اساس نظریه رفتار درمانی عقلانی-هیجانی را مدل A-B-C تشکیل می دهد. این مدل می گوید رویدادهای فعال کننده پیامد های رفتاری هیجانی دارند. وقتی رویدادهای فعال کننده خوشایندند باورهای مورد استناد احتمالاً بی ضرر خواهند بود، ولی وقتی این رویدادها ناخوشایندند باورهای نامعقولی به میان می آیند که معمولاً پیامدهای رفتاری عقلانی-هیجانی مشکل سازی دارند. نقش درمانگر این است که با زیر سؤال بردن باورهای نامعقول، این باور را رد کند.

این یک روش درمانی از طریق صحبت کردن با بیمار است:

  • در مرحله اول روان درمانگر تلاش در دریافت طرز تفکر بیمار نسبت به خود پیرامون اطراف و دیگران دارد.
  • در مرحله دوم سعی می نماید مسائل ومشکلاتی که موجب تولید اختلالات روانی در فرد گردیده است را پیدا نماید.


"رفتار درمانی شناختی"به شما کمک می کند تا به گونه دیگری اندیشیده ودرنتیجه این طرز تفکرجدید شما میتوانید با رفتارهای سالم ترو درست تری در برابرحوادث ناخواسته وناگوار پیرامونتان برخورد نمائید.

 برخلاف سایر روشهای گفتار درمانی  که روان درمانگر درپی شناسائی و ریشه یابی علل رفتارهای نامناسب مراجع خود در برابر ناملایمات وحوادث زندگی است تابه او کمک کند , در "رفتار درمانی شناختی" روان درمانگر فقط برمشکلات زمان حال (اینجا و اکنون) وانچه موجب ناراحتی و اضطراب درفرد بیمار گردیده است تکیه می کند.

مهم ترین انتقاد به اصل نظریه یعنی وجود مراحل رشد وارد شده است .آلبرت بندورا اشتباه کودکان در آزمایش های مربوط به نگهداری ذهنی را نه به سبب نرسیدن آنان به حد رشد مناسب ، بلکه به علت فرایندهای معیوب می داند . انتقاد دیگر برخلاف نظر پیاژه حدود 40 تا60 درصد بزرگسالان به طور کامل قادر به تفکر بر حسب عملیات صوری نیستند .

پیاژه نه فقط توانایی کودکان پیش دبستانی بلکه ، هم چنین توانایی کودکان دبستانی را نیز کمتر از آن چه هست برآورد کرده است . نکته دیگری که پیاژه به آن توجه نداشته و بر اساس نظریه ساختارگرایی ژنتیکی خود بر تحولات زیستی و مغزی بیشترین تأکید را کرده این است که دستیابی به تفکر منطقی تا حد زیادی حاصل یادگیری و تجارب زمینه ای در هریک از مراحل رشد هر فرد است .

افراد در صورتی می توانند از آشفتگی های عاطفی دوری كنند كه زندگی خود را بر پایه گرایشهای فطری به منطقی و تجربی بودن بنا نهند. اگر عقلمان را راهنمای زندگیمان قرار دهیم رابطه ما با خودمان و دیگران بسیار ثمر بخش خواهد بود . مطمئنا ، عقل خداگونه نیست و گاهی محدودیتهایی دارد ، ولی برای اینكه اختلالهای عاطفی را به حداقل برسانیم ، هیچ مبنایی برای پردازش رویدادهای فردی و میان فردی زندگیمان بهتر از منطقی بودن نیست .

ما به عنوان انسانهای منطقی ، می دانیم كه دنیا همیشه عادلانه نیست ، و رویدادهای ناگوار ، كم و بیش در زندگی اتفاق می افتد پس گاهی عواطف موجهی مانند : تاسف ، پشیمانی ، ناخوشایند بودن، و رنجش را تجربه می كنیم . از لحاظ منطقی می دانیم كه انسان كاملی نیستیم و همیشه ناكامی ها و نقطه ضعفهایی داریم ، اما صرفا به این دلیل كه كامل نیستیم نمی توانیم بپذیریم كسی با ما به صورت آدم بی ارزشی برخورد خواهد كند. با آنكه قبول داریم منافع شخصی خود را در درجه اول اهمیت قرار می دهیم تصمیم می گیریم شرایط اجتماعی ناخوشایند را در راستای منطقی تر تغییر بدهیم ، زیرا می دانیم در دراز مدت به نفع ماست كه در دنیای منطقی تری زندگی كنیم .

رابطه میان افكار منفی و احساسات منفی

به نظر شناختی ها هر احساسی دارای یك مولفه فكری می باشد. و هیچ احساسی بدون مولفه فكری به وجود نمی آید بنابر این لازم است برای تغییر احساسات خود تا اندازه ای با مولفه های فكری آشنا باشیم.

اندوه و افسردگی :

اندوه و افسردگی ناشی از تفكر از دست دادن ، شكست خوردن ، مورد بی مهری واقع شدن ، مرگ یكی از عزیزان ، نرسیدن به یك هدف و........ باشد.

احساس گناه:

این تفكر كه كسی را بی دلیل از خود رنجانیده ، یا در حد معیارهای اخلاقی خود ظاهر نشده استز

خشم رنجش و دلخوری :

این تفكر كه كس با او رفتار نامنصفانه داشته یا می خواهد از او سو استفاده كند.

یاس و ناامیدی :

این فكر كه من نمی توانم و از توان من خارج است این مشكل دیگر هیچ راه حلی ندارد و من به بن بست خورده ام .

اضطراب ، نگرانی ، ترس ، هراس شدید:

این فكر كه من به خطر افتاده ام و حادثه بدی در شرف وقوع است :" اگر در حضور جمع و هنگام سخنرانی صحبتم را فراموش كنم ده اتفاقی می افتد؟ "یا" شاید دردی كه در سینه دارم مقدمه یك حمله قلبی باشد.

احساس حقارت و بی كفایتی :

فرد خود را در مقایسه با دیگران قرار داده و نتیجه می گیرد كه به خوبی آنها نیست . به اندازه آنها باهوش، جذاب ، موفق و باذوق نیست خودش را در حد و قواره دیگران یا كار خاصی نمی بیند و به همین خاطر پا پس می كشد و بنابراین خود را حقیر احساس می كند.

احساس تنهایی:

 فرد به خود می گوید چندان مورد توجه نیست و نبود او برای دیگران فرقی ندارد هیچ كس او را دوست خود تلقی نمی كند . ظاهر جذابی ندارد و بدقیافه و بی ریخت است.

احساس درماندگی :

فرد گمان می كند مشكل او كماكان ادامه خواهد یافت و وضع بهتر نخواهد شد. با خود می گوید" گرفتاریهای من تمام نشدنی است "" دیگر نمی توانم تحمل كنم"

البته لازم به ذكر است كه در هر یك از موارد بالا فرد افكار خود را عین واقعیت تلقی می كند.

در این که هر فردی تمایل دارد تا محبوب دیگران باشد، هیچ تردیدی نیست. خواستن پذیرش و تایید دیگران مقبو

قیمت فایل فقط 7,000 تومان

خرید

برچسب ها : شناخت درمانی , درمان شناختی رفتاری , درمان منطقی هیجانی عاطفی , رویکرد های برجسته شناختی رفتاری , رفتار درمانی , درمان شناختی رفتار شناسی , روانشناسی رفتاری , درمان عقلانی هیجانی , اصول شناخت درمانی

نظرات کاربران در مورد این کالا
تا کنون هیچ نظری درباره این کالا ثبت نگردیده است.
ارسال نظر